تبليغاتX

الهم عجل لولیک الفرج
الهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر انصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه

نشانه هاى ظهور

 

يكى از موضوعاتى كه از ديرباز ذهن بشر را به خود مشغول داشته اعتقاد به مصلح كل است. اينكه زندگى اجتماعى در اين جهان با تمام ظلم?ها، ستم?ها و نابرابرى?ها; با تمام بهره دهى?ها و بهره?كشى?ها; با تمام تفاوت?هاى نابحق بين طبقات اجتماعى سرانجام خوبى خواهد داشت; و در نهايت كسى پيدا خواهد شد كه به تمام اين نابرابرى?ها و ظلم?هاپايان دهد و حق هر كسى را به او بدهد، و تمام آحاد جامعه در سايه حكومت عادلانه او با آسايش خاطر زندگى كنند و از رنج?ستم و برترى?طلبى و زياده خواهى طبقات خاص آسوده باشند، تمام قوا و نيروهاى انسانى به جاى اينكه صرف درگيريهاى ناشى از تجاوزات و تعارضات برخواسته از فزون خواهى?ها شود در راه رشد و شكوفايى استعدادهاى انسان و هموار كردن راه كمال او به كار گرفته شود; از جمله مسائلى است كه اعتقاد به آن همزمان با پيدايش اولين اجتماعات بشرى پيدا شد، و هر مكتب و مرامى به تناسب تعاليم خود طرحى از اين زندگى مطلوب ارائه و شخصى را به عنوان مصلح معرفى كرده است.

تا آنجا كه ستون موجود اديان مختلف نشان مى?دهد اسلام روشن?ترين طرح از اصلاح نهائى جهان را ارائه كرده است. در اين طرح شخص مصلح شناخته شده، با اصل و نسب معلوم، داراى يارانى با تعداد معلوم، با برنامه?اى مدون و مشخص مى?باشد.

اكنون طبق اخبار صحيح و مستند ما مى?دانيم نام آن بزرگ مصلح چيست، پدرش كيست، مادرش كيست و اجدادش را به ترتيب تا جد سى?و يكم (1) مى?شناسيم، و درباره اكثر آنها اطلاعات دقيقى در دست داريم كه تمام گفته?ها و كرده?هاى مهم و بسيارى از امور جزئى زندگى ايشان را از زمان تولد تا لحظه وفات منعكس نموده است.

ما مى?دانيم او در چه سالى، چه ماهى و چه روزى متولد شده; چند سال به صورت عادى زندگى كرده، در چه سالى غايب شده و با چه كسانى در ارتباط بوده است.

تنها نكته?اى كه در اين طرح تا حدودى مبهم مانده و به طور دقيق مشخص نشده زمان ظهور مصلح است; البته اين ابهام اگر با كليت طرح سنجيده شود از نقاط قوت و كمال آن به حساب مى?آيد. زيرا ممكن است قصور ذاتى يك عضو از يك مجموعه لازمه كمال محموعه باشد. آرى عدم اطلاع دقيق از زمان ظهور هر چند به خودى خود نقص و نارسايى است ولى در مقايسه با طرح جامع اصلاح نهايى امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.

توضيح اينكه: اعتقاد به ظهور مصلح داراى دو اثر متفاوت در دو قطب اجتماع بشرى است; از طرفى موجب نشاط و زنده شدن روح اميد در قطب محروم و ستمديده جامعه مى?شود و از طرفى مايه هراس و وحشت طبقه ستمگر و بهره?كش مى?باشد.

اعتقاد به ظهور مصلح در صورتى مى?تواند اين دو نقش مهم را ايفا كند و طبقه محروم را در مقابل بهره?كشان و ستمگران روى پا نگهدارد كه وقوعش در هر روز و هر ساعت ممكن باشد. ولى اگر تاريخ ظهور معلوم باشد نسلهايى كه عمر خود را متصل به آن زمان نمى?دانند خود به خود از شعاع تاثير اين اعتقاد خارج، ستمكشان نااميد و ستمگران بى?پروا مى?شوند. و بديهى است كه طرحى با اين اهميت نمى?تواند تنها در يك نصل مؤثر باشد بلكه بايد به گونه?اى باشد كه هر كس در هر عصر و زمانى خود را در شعاع ظهور بداند. به همين جهت در اسلام همه ابعاد اصلاح جهانى آخر الزمان با دقت مشخص شده ولى زمان هظور در هاله?اى از ابهام باقى مانده است.

و درست?به همين دليل از فرداى غيبت?شيعيان در انتظار فرج بوده?اند و مردم هر دوره?اى خود را مردم آخر الزمان مى?پنداشته?اند.

بنابراين ابهام ظهور فرج از بعد زمانى و عدم اطلاع از زمان دقيق آن يك ضرورت غير قابل اجتناب است ولى علاقه شديد مردم به اين موضوع از يك جهت و اهتمام معصومين(ع) به طرح اين مساله در جامعه از جهتى ديگر باعث?شده كه همزمان با طرح اصل مساله اصلاح براى تعيين اجمالى زمان ظهور علائم و نشانه?هايى بيان شود.

علما و انديشمندان اين علائم را جمع كرده و تحت عناوين «علائم ظهور» و يا «ملاحم?» (2) و «فتن?» (3) تدوين نموده?اند. به طورى كه مرحوم «شيخ آغابزرگ طهرانى?» در كتاب «الذريعه?» جمع آورى كرده است تنها علماى شيعه 42 كتاب تحت عنوان «ملاحم?» (4) كتاب تحت عنوان «فتن?» (5) و سه كتاب تحت عنوان «علائم الظهور» به رشته تحرير آورده?اند كه بسيارى از آنها توسط اصحاب ائمه و در قرون اوليه اسلام تاليف شده است.

اين، تعداد كتبى است كه مستقلا در اين موضوع نگاشته شده و گرنه در بسيارى از كتب روايى و كلامى شيعه و حتى در كتب تاريخ براى اين منظور بابى در نظر گرفته شده است.

ما در اين بحث?برآنيم تا سيرى اجمالى در نشانه?هاى ظهور داشته باشيم ولى قبل از ورود به اصل بحث و بررسى اين نشانه?ها ذكر چند مقدمه ضرورى است.

1 - همانطور كه اعتقاد به ظهور مهدى اختصاص به شيعيان نداشته و پيروان مذاهب ديگر اسلامى همانند شيعيان به اين اصل معتقد هستند، توجه به ملاحم و فتن نيز مخصوص شيعيان نيست علماى بزرگ اهل سنت نيز روايات فراوانى در اين زمينه نقل كرده?اند. بعضى از كتب مهم اهل سنت كه اخبار ملاحم در ضمن آنها روايت?شده به قرار ذيل است:

1 - درالمنثور 2- مستدرك حاكم 3- جمع الجوامع 4- كنرالعمال 5- مجمع الزوايد 6- عقدالدرر 7- حلية الاولياء 8-تذكرة القرطبى 9- مقدمه ابن خلدون 10- الخصائص الكبرى 11- ينابيع المودة 12- حليقة الابرار 13- صحيح بخارى 14- صحيح مسلم 15- سنن ابن ماجه 16- سنن ابى داود 17- سنن ترمذى به اضافه اينكه بعضى از علماء دانشوران اهل سنت در اين زمينه آثار مستقلى تاليف نموده?اند چنانكه مؤلف كتاب «در جستجوى قائم عج?» در تحقيقى ارزنده جمع آورى نموده تعداد پنج نفر از علماى اهل سنت در اين موضوع صاحب اثر مى?باشند كه نام ايشان به اين قرار است.

1 - ملاجلال الدين سيوطى شافعى داراى سه كتاب به نامها:

«علامات المهدى?» (6) ، «نبذة من علامات المهدى?» (7) «البرهان فى علامة مهدى آخر الزمان?» (8) مى?باشد.

2 - ابن حجر هيثمى شافعى مكى داراى كتاب «علامات المهدى المنتظر» (9) 3 - ابن حجر هيثمى سعدى مصرى شافعى صاحب كتاب «حاشية على القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر» (10)

4 - على بن حسام الدين متقى هندى مؤلف كتاب «البرهان فى علامات المهدى?» (11) و كتاب «تلخيص البيان فى اخبار مهدى آخر الزمان?» (12)

5 - ابن كمال پاشا حنفى صاحب كتاب «تلخيص البيان فى علامات مهدى آخر الزمان?» (13) و تعداد ديگرى از بزرگان اهل سنت كه كتابهايى در موضوع ملاحم و فتن از خود به يادگار نهاده?اند.

2 - بديهى است كه همه رواياتى كه در اين زمينه وارد شده از نظر اعتبار سندى در يك مرتبه نيستند پاره?اى از علائم در تعداد فراوانى از روايات وارد شده به طوريكه مى?توان گفت اخبارى كه بر آنها دلالت دارند در حد «تواتر» (14) يا بالاتر از حد تواتر هستند، و بعضى باخبر واحد «مستفيض?» (15) به دست ما رسيده?اند و برخى نيز با خبر واحد غير مستفيض نقل شده كه تعدادى از آنها نيز سندهاى معتبرى دارند. ما در آينده در ذيل هر يك از اين علائم اسناد آنها را به تفصيل نقد و بررسى خواهيم كرد.

3 - علائم ظهور را از جهات مختلفى مى?توان تقسيم كرد ما به دو تقسيم كه در آيند مورد بحث?خواهند بود اشاره مى?كنيم:

الف ) علائم و نشانه?هايى كه به زمان ظهور نزديك، و بعضى تقريبا متصل به آن هستند; و علائمى كه با زمان ظهور فاصله دارند.

ب ) علائم و نشانه?هايى كه از روايات استفاده مى?شود وقوع آنها حتمى است; و علائمى كه وقوع آنها حتمى نبوده بداء در آنها هست.

4 - اخبارى كه در زمينه علائم ظهور به دست ما رسيده از جهتى به گذشته?هاى دور ارتباط دارند و از جهتى به آينده متصل مى?باشند به لحاظ ظرف صدور و قائل متون اخبار، به گذشته مربوط مى?شدند و به لحاظ زمان وقوع موضوعات خود با آينده مربوط مى?شوند; و هر يك از اين دو جهت موجب مشكلاتى مى?شود كه براى اعتماد به اين اخبار قبلا بايد اين مشكلات حل شود.

 

زمان صدور و راويان اخبار

 

هر سخنى كه با واسطه به ما مى?رسد تا زمانى كه به حد تواتر نرسد احتمال جعل و وضع در مورد آن معقول است?به اضافه اينكه احتمال و وضع در اخبار مورد بحث ما از چند جهت قوى?تر است.

1 - ايرن روايات درباره آينده سخن مى?گويند و راوى مطمئن است معاصرين او و حتى چند نسل بعد از آنها نمى?توانند بر جعلى بودن خبر واقف شوند.

2 - بسيارى از روايات اين باب با بيان رمزى و عبارات مبهم وارد شده و به همين جهت هركدام با وقايع و حوادث مختلفى قابل انطباق مى?باشند و به همين دليل است كه نمى?توان فهميد كه خبر جعلى است?يا نه. و اين دو امر باعث مى?شوند كه افراد دروغپرداز در جعل خبر جرات بيشترى پيدا كنند.

3 - بعضى از اين اخبار از وقايعى خبر مى?دهند كه قبل از زمان ما اتفاق افتاده?اند به همين جهت احتمال مى?دهيم كه بعضى از راويان به هر دليل پس از وقوع آن حوادث، اين اخبار را جعل كرده و به راويان قبل از خود نسبت داده باشند.

اينها اشكالاتى است كه به خاطر ارتباط اين اخبار به گذشته با آن مواجهيم. 7

 

نوشته شده توسط مجید عباسی در سه شنبه سوم شهریور 1388

لينك مطلب

شناخت مختصرى از زندگانى امام مهدى (عج)

 دوازدهمين پيشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان - عجل الله تعالى فرجه - در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر «سامرأ» ديده به جهان گشود. (1) او همنام پيامبر اسلام (م ح م د) و همكنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است. (2) ولى پيشوايان معصوم از ذكر نام اصلى او نهى فرموده‏اند. (3)

 از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان (4)، بقية الله است (5) و مشهورترين آنها «مهدى» مى‏باشد. (6)

 پدرش، پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى - عليه السلام - و مادرش، بانوى گرامى «نرجس »است (7) كه بنام «ريحانه»، «سوسن» و «صقيل» نيز از او ياد شده است. (8) ميزان فضيلت و معنويست نرجس خاتون تا آن حد، والا بود كه «حكيمه» خواهر امام هادى - عليه السلام - كه خود از بانوان عاليقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خويش، و خود را خدمتگزار او مى‏ناميد. (9)

 حضرت مهدى دو دوره غيبت داشت: يكى كوتاه مدّت (غيبت صغرى) و ديگرى دراز مدّت (غيبت كبرى). اولى، از هنگام تولد تا پايان دوران نيابت خاصّه ادامه داشته و دومى، با پايان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قيام آن حضرت طول خواهد كشيد. (10)

نوشته شده توسط مجید عباسی در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388

لينك مطلب

نوشته شده توسط مجید عباسی در دوشنبه پنجم مرداد 1388

لينك مطلب

با سلام

شــعبان شـد و پـیـک عـشق از راه آمــد

عــــطـر نـفــس بــقـیـة الــلــه آمـــد

با جـلوه سـجاد و ابـوالفـضـل و حـسـین

یــک مـاه و سـه خـورشـید در ایـن مـاه آمـد

با نزدیک شدن به نیمه شعبان گفتم  بد نیست چند تا عکس وفیلم ونرم افزار براتون بزارم به شرط اینکه شما هم به من با نظراتتون یاری بدید

مطالب در لینک های بعدی نمایش داده می شود

 با تشکر

نوشته شده توسط مجید عباسی در دوشنبه پنجم مرداد 1388

لينك مطلب

َعید سعید مبعث بر شما شیعیان ومسلمین جهان مبارک باد

نوشته شده توسط مجید عباسی در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388

لينك مطلب

شود: در صورتيكه ترس از دشمن، او را به غيبت و پنهان شدن واداشت; چرا پدرانش كه امامان پيش از او بودند غيبت نكردند. با اينكه همه آنان در حالت تقيّه وترس از دشمنان شان بسر مى بردند؟

        گوييم : بر پدران بزرگوار او(عليهم السلام) هيچ ترسى از دشمنان شان نبود، زيرا همواره تقيّه مى كردند و از تظاهر به امام بودن سرباز مى زدند و امامت وپيشوايى را از خود نفى مى كردند

        در حاليكه همه خوف و ترس متوجه امام زمان(عليه السلام) است، بخاطر اينكه ظهور و قيامش با شمشير خواهد بود، و همه را به خويش و امامت خود فرا مى خواند، و با هركس كه با او مخالفت نمايد به جهاد بر مى خيزد

        پس چه نسبتى بين خوف و ترس او از دشمنان، با خوف و ترس پدران بزرگوارش(عليهم السلام) از آنان مى تواند باشد؟ كسى نمى تواند قائل به تساوى اين دو خوف باشد يا حتى نسبتى بين آن دو بر قرار سازد، مگر از روى بى دقّتى و كم توجّهى. 

 

نوشته شده توسط مجید عباسی در پنجشنبه یازدهم تیر 1388

لينك مطلب

( حضرت مهدى(عليه السلام) درآينه كلام معصومين (عليهم السلام) )

                1 ـ رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) :

                «لاتقوم الساعة حتى يقوم القائم الحق منّا و ذلك حين يأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلك. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو على الثلج فانّه خليفة اللّه عزّوجلّ و خليفتى.»( [27] )

                «روز قيامت فرا نمى رسد مگر آنكه از بين ما «قائم حقيقى» قيام نمايد. و آن قيام، زمانى خواهد بود كه خداى عزّوجلّ او را اجازه فرمايد. هركس پيرو او باشد نجات مى يابد و هركه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاك مى شود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد كه به نزدش آييد اگرچه بر روى يخ و برف راه رويد. زيرا او خليفه خداى عزّوجلّ و جانشين من است.»

 

 

                2 ـ اميرالمؤمنين على (عليه السلام) :

                قال للحسين(عليه السلام) : «التاسع من ولدك يا حسين! هو القائم بالحق، المظهر للدين، الباسط للعدل»، قال الحسين (عليه السلام)فقلت: يا اميرالمؤمنين و إنّ ذلك لكائن؟ فقال (عليه السلام): «اى و الذى بعث محمداً بالنبوة و اصطفاه على جميع البريّه و لكن بعد غيبة و حيرة لاتثبت فيها على دينه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح اليقين الذين أخذ اللّه ميثاقهم بولايتنا و كتب فى قلوبهم الايمان و ايّدهم بروح منه».( [28] )

                «به حسين (عليه السلام) فرمود: نهمين فرزند تو اى حسين! قيام كننده به حق و آشكار سازنده دين و گستراننده عدالت است.

                امام حسين (عليه السلام) گويد: پرسيدم: يا اميرالمؤمنين! آيا حتماً چنين خواهد شد؟

                فرمود: آرى! قسم به كسى كه حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)را به پيامبرى بر انگيخت و او را بر تمام خلايق برگزيد، چنين خواهد شد، امّا بعد از غيبت و حيرتى كه در آن كسى ثابت قدم بر دين نمى ماند مگر مخلصين و دارندگان روح يقين آنان كه خداوند نسبت به ولايت ما از آنان پيمان گرفته و ايمان را بر صفحه دل شان نگاشته و با روحى از جانب خود تأييد فرموده است.»

 

                3 ـ حضرت زهرا (عليها السلام):

                «قال لى رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) أبشرى يا فاطمة، المهدىّ منك».( [29] )

                «رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به من فرمودند: اى فاطمه! ترا بشارت باد به اينكه حضرت «مهدى (عليه السلام) » از نسل توست.»

 

                4 ـ امام حسن مجتبى (عليه السلام) فرمود:

                «ما منّا احدٌ اِلاّ ويقع فى عنقه بيعة لطاغية زمانه اِلاّ القائم الّذى يصلّى روح اللّه عيسى بن مريم خلفه فان اللّه عزّوجلّ يخفى ولادته و يُغيّب شخصه لئلاّ يكون لأحد فى عنقه بيعة».( [30] )

                «هيچ يك از ما اهلبيت نيست مگر آنكه بيعتى از طاغوت زمانش را اجباراً بر عهده دارد. مگر حضرت «قائم» كه عيسى بن مريم، روح اللّه پشت سر او نماز مى گذارد.

                خداوند ولادت او را مخفى مى دارد و شخص او را از ديدگان، غايب مى گرداند، تا بيعت هيچ كس را بر گردن نداشته باشد.»

 

                5 ـ امام حسين (عليه السلام):

                «منّا اثنا عشر مهديّاً اوّلهم اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(عليه السلام)و آخرهم التاسع من ولدى و هو الامام القائم بالحق. يحيى اللّه به الأرض بعد موتها و يظهر به دين الحق على الدين كلّه و لو كره المشركون».( [31] )

                «دوازده هدايت شده هدايتگر از بين ما هستند، اولين آنان اميرالمؤمنين على بن ابيطالب (عليه السلام) و آخرين آنان، نهمين فرزند من است كه پيشواى قيام كننده به حق خواهد بود، خداوند به وسيله او زمين را پس از موات شدنش زنده مى كند و به دست او دين حق را بر تمامى اديان پيروز مى سازد، اگرچه مشركان را ناخوشايند باشد.»

 

                6 ـ امام زين العابدين (عليه السلام):

                «إن للقائم منّا غيبتين، احداهما أطول من الأخرى... فيطول أمرها حتى يرجع عن هذا الامر اكثر من يقول به، فلايثبت عليه اِلاّ من قوى يقينه و صحّت معرفته و لم يجد فى نفسه حرجاً ممّا قضينا و سلّم لنا اهل البيت.»( [32] )

                «براى قائم ما دو غيبت هست. يكى از آن دو طولانى تر از ديگرى است... و آن قدر طول خواهد كشيد كه اكثر معتقدين به ولايت، از او دست خواهند كشيد. در آن زمان كسى بر امامت و ولايت او ثابت قدم و استوار نمى ماند مگر آن كه ايمانش قوى، و شناختش درست باشد و در نفس خويش نسبت به حكم و قضاوت ما هيچ گرفتگى و كراهتى احساس نكند و تسليم ما اهلبيت باشد.»

 

                7 ـ امام باقر (عليه السلام) :

                راوى گويد از امام (عليه السلام) در باره آيه شريفه «فلا أقسم بالخنّس الجوار الكنّس تكوير: 15 و 16» سئوال كردم. فرمود: «هذا مولود فى آخر الزمان. هو المهدى من هذه العترة. تكون له حيرة و غيبة، يضلّ فيها اقوام و يهتدى فيها أقوام. فياطوبى لك إن أدركته و يا طوبى لمن أدركه.»( [33] )

                «مراد اين آيه، مولودى در آخر الزمان است كه همان مهدى از اين خاندان است. او را حيرت و غيبتى هست كه در آن گروههايى گمراه شوند و گروههايى ديگر هدايت پذيرند. خوشا به حال تو اگر او را درك كنى و خوشا به حال هركسى كه او را درك كند.»

 

                8 ـ امام صادق (عليه السلام) :

                «إنّ لصاحب هذا الامر غيبة، فليتّق اللّه عبد و ليتمسّك بدينه».( [34] )

                «همانا براى صاحب اين امر غيبتى هست، پس بنده خدا در آن دوران بايد تقواى الهى پيشه كند و به دينش چنگ زند.»

 

                9 ـ امام كاظم (عليه السلام) :

                «صاحب هذا الامر، هو الطريد الوحيد الغريب الغائب عن أهله الموتور بأبيه».( [35] )

                «صاحب اين امر ـ حضرت مهدى (عليه السلام) ـ رانده شده، تنها، غريب، غائب و دور از اهل و خونخواه پدر خويش مى باشد.»

 

                10 ـ امام رضا (عليه السلام) :

                «... و بعد الحسن ابنه الحجّة القائم المنتظر فى غيبته، المطاع فى ظهوره، لو لم يبق من الدنيا اِلاّ يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتى يخرج فيملأها عدلا كما ملئت جوراً».( [36] )

                «و بعد از امام حسن عسكرى(عليه السلام) فرزندش حضرت حجّت قائم، امام خواهد بود آن كس كه در دوران غيبتش مورد انتظار، و در زمان ظهورش مورد اطاعت مؤمنان است. اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خدا همان روز را چنان طولانى كند كه قيام فرمايد و زمين را از عدالت پر كند چنانكه از ستم پر شده باشد.»

 

                11 ـ امام جواد (عليه السلام) :

                در باره اينكه چرا حضرت مهدى (عليه السلام)«منتظَر» ناميده مى شود فرمود:

                «إن له غيبة يكثر ايامها و يطول امدها فينتظر خروجه المخلصون و ينكره المرتابون و يستهزئ به الجاحدون و يكذَّب فيها الوقاتون و يهلك فيها المستعجلون و ينجو فيها المسلّمون».( [37] )

                «او را غيبتى هست كه زمانش زياد است و پايانش به طول مى انجامد. پس مخلصين چشم انتظار قيام او مى مانند و شك كنندگان به انكار او بر مى خيزند و منكرين به استهزاى او مى پردازند و تعيين كنندگان وقت ظهور مورد تكذيب قرار مى گيرند و عجله كنندگان در آن هلاك مى شوند و تسليم شدگان نجات مى يابند.»

 

                12 ـ امام على النقى (عليه السلام) :

                «اذا غاب صاحبكم عن دار الظالمين، فتوقّعوا الفرج».( [38] )

                «زمانى كه صاحب و امام شما از ديار ستمگران غايب گشت، چشم انتظار فرج باشيد.»

 

                13 ـ امام حسن عسكرى (عليه السلام) :

               «المنكر لولدى كمن اقرّ بجميع أنبياء اللّه و رسله ثم انكر نبوّة محمد رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) و المنكر لرسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) كمن انكر جميع الانبياء لأن طاعة آخرنا كطاعة اوّلنا و المنكر لآخرنا كالمنكر لأوّلنا».( [39] )

                «كسى كه فرزندم ـ مهدى (عليه السلام) ـ را انكار كند مانند كسى است كه تمام پيامبران و رسولان الهى را قبول داشته باشد، اما نبوت حضرت محمد رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)را انكار كند. و انكار كننده رسول اللّه مانند كسى است كه همه انبياء را انكار نمايد. چون اطاعت آخرين امام ما به منزله اطاعت اولين امام است و منكر آخرين امام ما به منزله منكر اولين امام است.»

نوشته شده توسط مجید عباسی در یکشنبه پانزدهم دی 1387

لينك مطلب

(مهدى (عليه السلام) در قرآن)

                در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.

                در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهره گيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.

                در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مى كنيم:

                1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون( [13] )» فرمود:

                «به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مى شمارد.»( [14] )

                2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً»( [15] ) فرمود:

                «زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»( [16] )

                3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر أن الأرض يرثها عبادى الصّالحون»( [17] )فرمود:

                «تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مى باشند.»( [18] )

                4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»( [19] ) فرمود:

                «اين آيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى ميراند.»( [20] )

                5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً»( [21] ) فرمود:

                «به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»( [22] )

                6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض»( [23] ) در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»( [24] )

نوشته شده توسط مجید عباسی در یکشنبه پانزدهم دی 1387

لينك مطلب

مهدى (عليه السلام) و قرآن)

                الف) همپاى قرآن:

                اينكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در سفارش مشهور خويش فرمود: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً»( [5] ) و بدين سان بر همپايى و همراهى خاندان خويش سلام اللّه عليهم با قرآن كريم، تأكيد نمود، دلالت بر اين دارد كه در زمان ما، كتاب خدا قرآن كريم جز در كنار مهدى آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) كه يگانه ذخيره و باقيمانده اين دودمان پاك است، كتاب هدايت انسانها نتواند بود و از گمراهى و سرگردانى مردم، جلوگيرى نتواند كرد.

                و نيز اينكه رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لايفترقان حتى يردا على الحوض»( [6] ) با توجه به اينكه در اين عصر، وصايت و وراثت حضرت على(عليه السلام) در همه مقامات ولايتى و شئونات هدايتى اش تنها از آن حضرت مهدى (عليه السلام)مى باشد، بر چنين همراهى و همپايى و معيّتى، بين او و قرآن نيز دلالت دارد.

 

                ب) شريك قرآن:

                همه ائمه بزرگوار، «شركاء قرآن كريم» شمرده شده اند( [7] ) چنانكه بطور ويژه در يكى از زيارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (عليه السلام) با تعبير «السلام عليك يا شريك القرآن» از ايشان ياد شده است.

 

                ج) تلاوت كننده و ترجمان قرآن:

                از آن رو كه تلاوت آيات كتاب خدا بهترين وسيله انس باخداست، و براى مقرّبان درگاه حق هيچ لذّتى بالاتر از خواندن قرآن و تدبّر در آن نيست، حضرت مهدى (عليه السلام) كه در اين دوران والاترين درجات انس و بالاترين مقامات قرب الى اللّه را داراست، شايسته ترين كسى است كه به عنوانِ «يا تالِىَ كتابِ اللّه و ترجمانَه»( [8] ) مى تواند مورد خطاب قرار گيرد.

                د) قرائت كننده و تفسيرگر قرآن:

                براى قرائت و تفسير قرآن كريم چه كسى شايسته تر از حضرت مهدى(عليه السلام)است كه در اين زمان «چراغ هدايت» و «حامل علوم قرآن» و «نگاهبان گنجينه دانش الهى» و «حافظ سرّ خدا» تنها اوست و «امانات نبوّت» و «وديعت هاى رسالت» در اين عصر تنها به او سپرده شده است؟( [9] ) اوست كه قرآن را چونان كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و على (عليه السلام)قرائت مى كردند، قرائت مى كند و آنچنان كه خداى محمد و على (عليهما السلام)مى پسندد و مقرر فرموده است، تفسير مى نمايد.

                «السلام عليك حين تقرء و تبيّن»( [10] ).

چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنيدن***به رخت نظاره كردن، سخن خدا شنيدن

 

                هـ ) تعليم دهنده احكام قرآن:

                ... صاحب الزّمان و مُظهر الايمان و مُلقِّن احكام القرآن...( [11] )

                «سلام خدا بر صاحب الزمان و آشكار كننده ايمان و تلقين و تعليم دهنده احكام قرآن.»

 

                و) احياگر قرآن:

                در آخر الزمان كه سنّت هاى قرآنى به فراموشى سپرده شده و بسيارى از معارف اين كتاب الهى از سوى كژ انديشان به تحريف و تبديل كشيده شده و حيات و حيات آفرينى آياتش، در حصار جهل و هوس دنيا پرستان ناديده گرفته شده است، مهدى (عليه السلام)مى آيد تا احياگر اين معجزه جاويد باشد و اسلام و مسلمين را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد.

                «اللهمّ جدّد به ما امتحى من دينك و أحىِ به ما بُدّلَ من كتابك و أظهر به غُيّر من حكمك».( [12] )

                «خدايا از دينت آنچه به نابودى گراييده بوسيله او تجديد فرما. و از كتابت آنچه دگرگونى و تبديل پذيرفته بوسيله او احيا كن. و از احكامت آنچه را كه تغيير يافته بوسيله او آشكار گردان.»

نوشته شده توسط مجید عباسی در یکشنبه پانزدهم دی 1387

لينك مطلب

(راه شناخت مهدى (عليه السلام))

                براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مى توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر و اهلبيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.

                علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمى توان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد.

                با اين همه، آنچه در پى مى آيد تنها مرورى بر پاره اى عناوين و ذكر نمونه هايى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هايى از دريايى بى كرانه، كه گفته اند:

آب دريا را اگر نتوان كشيد***هم به قدر تشنگى بايد چشيد

نوشته شده توسط مجید عباسی در یکشنبه پانزدهم دی 1387

لينك مطلب


درباره وبلاگ

بر جلوه دلگشای مهدی صلوات***
بر جذبه هر نگاه مهدی صلوات ***
ما را نبود چو هدیه ای در خور او **
بفرست به پیشگاه مهدی صلوات*
تازه ترین مطالب mazhaby
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati